قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3091

تاريخ الفي ( فارسى )

محمّد را خاطر از رهگذر سليمانشاه جمع شد ، بنابر اشاره و صوابديد بعضى از امرا - كه به عرض سلطان رسانيده بودند كه خليفه مقتفى باللّه با سلطان در مقام نفاق و عداوت است ، و الّا او را چه بر اين داشته بود كه سليمانشاه را اساس سلطنت داده به جانب تبريز مىفرستاده باشد - عنان عزيمت به صوب بغداد منعطف داشت . و سلطان محمّد چون به تكريت رسيد ، ارسلان بن طغرل بن محمّد بن ملكشاه را كه در آنجا محبوس بود از قيد بيرون آورد ، و مدّت يك ماه در تكريت توقّف نمود ، به‌واسطهء آنكه موفق گردبازو « 1 » را ، كه از جملهء مقرّبان سلطان بود ، به طلب زين الدّين على كوچك ، كه از ميانهء اعيان و اكابر عرب به مزيد شوكت و جمعيت امتياز تمام داشت ، فرستاده بود . و چون زين الدّين على آمد با بعضى از مقرّبان به جانب غربى بغداد فرود آمدند و پسران قايماز « 2 » و اتابك اياز و موفق گردبازو به طرف شرقى منزل ساختند . و چون اعيان بغداد و امراى خليفه مكرّر پيش سلطان فرستاده پيغام داده بودند كه « به مجرّد رسيدن شما بغداد بىكلفت جنگ و جدل تسليم خواهد شد . » سلطان به اعتماد آن پيغام دست از محاصرهء بغداد بازداشته بساط عيش و عشرت گسترانيده و تمام اوقات به شرب مىگذرانيد ، كه در اين اثنا ، خبر رسيد كه ملكشاه و اتابك ايلدگز با لشكرى انبوه به محاصرهء همدان مشغول‌اند و عن‌قريب است كه بر شهر همدان استيلا مىيابند . و چون اين خبر در اردوى سلطان محمّد اشتهار يافت ، از سپاه فوج‌فوج روى به گريز نهاده متوجّه همدان شدند ؛ چه ، اكثر اهل و عيال ايشان در همدان بود و مىترسيدند كه اگر ملكشاه بر شهر همدان مستولى شود ، اهل و عيال ايشان بر دست سپاه او اسير و دستگير گردند . در اين وقت ، بندگان سلطان محمّد از خواب غفلت بيدار شدند و دانستند كه ضبط و نگاه داشتن سپاه ممكن نيست . بنابراين ، با امرا گفتند كه « ما فردا عبور كرده از آب گذشته با نيروى تمام متوجّه دفع سليمانشاه خواهيم شد ؛ چه ، دفع او اهم از گرفتن بغداد است . » و چون سپاه سلطان اين حكايت را از زبان او شنيدند ، اكثر به‌واسطهء آنكه فردا ازدحام درگذشتن خواهد شد ، در همان‌روز آهنگ عبور كردند . از اين سبب اضطراب و شورشى عظيم در اردوى سلطان محمّد برپا شد و جسر بشكست و نشان [ 86 ب ] روز رستاخيز پديد آمد و هريك به طرفى روى نهادند . و در اين وقت از اوباش و اجامرهء بغداد جمعى كه از شهر بيرون بودند خود را به اردوى

--> ( 1 ) . در متن : موفق كرد بازدار . وى شرف الدين گردبازو از امراى سلاجقه بود . تصحيح براساس راحة الصدور . ( 2 ) . در متن : قيماز . تصحيح براساس راحة الصدور .